طغیان نکن

وقتی کوچکتر بودم برای تک تک اتفاقاتی که دوست داشتم برایم رخ بده یا دوست داشتم انجام بدم کلی نقشه می‌کشیدم و وقتی دیر میشد ممکن بود ناشکری یا طغیان کنم devil

الان که پدر و مادرم و خانواده رو اوردم مسافرت یکی از اون آرزو ها برآورده شد و بیهوده حرص می‌خوردم sad

شاید اون کافر ملحد بد بیراه نگفته بود که در لحظه زندگی کن wink

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محسن رحیمی

بعنوان اولین پست

بسم الله الرحمن الرحیم

بعنوان اولین پست بعد از هزاران پست پاک شده گذشته در تمامی فضاهای مجازی از شبکه های ارتباطی و اجتماعی، از نیمباز و وایبر و ... تا اینستاگرام و بلاگفا و همین بلاگ مجددا میخوام شروع کنم wink

یک ساعت مانده به بازی ایران و امریکا همراه با لپ تاپ نسبتا قدیمی ولی خفن با هات اسپات اینترنت همراه اول که نمیدونم چرا با گوگل مشکل داره و ...

وقتی عموم وبلاگ ها رو که دنبال می کنم نویسنده بعد از جدی شدن زندگی اش مثلا ازدواج و بچه و کار و ... دست از وبلاگ نویسی برداشته و به نوعی میچسبه به زندگی اش، اما من برعکس الان که کمی زندگی ام جدی شده رو اوردم به وبلاگ نویسی laugh

جناب حافظ می فرمایند:

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم

زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم

گر قصد جفا داری اینک من و اینک سر

ور راه وفا داری جان در قدمت ریزم

بس توبه و پرهیزم کز عشق تو باطل شد

من بعد بدان شرطم کز توبه بپرهیزم

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الاحقر محسن رحیمی
بتاریخ 08 شهر آذر 1401

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
محسن رحیمی